به رنگ زیتون


+ مرد

 

گر بر سر نفس خود امیری مردی


گر بر دگری خرده مگیری مردی


مردی آن  نیست فتاده را پای زدن


گر دست فتاده ای بگیری مردی

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم


نخست : هنگامیکه به پستی تن میداد تا بلندی یابد .

دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان، میپرید .

سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید .

چهارم : آنگاه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او
دست به گناه میزنند، خود را دلداری داد .

پنجم : آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفت و شکیبایی‌اش را
ناشی از توانایی دانست .

ششم : آنگاه که زشتی چهره‌ای را نکوهش کرد، حال آن که یکی از نقاب‌های
خودش بود .

هفتم : آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت .


جبران خلیل جبران

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ برای حاج خلیل

 

گویا که سلامم نرسید است به جانان

گر تو بدیدی
برسان عرض ارادت
این خانه دل بود که دیدی
گر رهرو عشقی
تو برو ره به سلامت

ما گر چه نشستیم

ولیکن

در دل داریم عطش  وداغ دیدار

گر چه ز دست و پا به بندیم

دل پر بکشد برای دلدار

ای قوم به حج رفته کجایید ...

 

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک