به رنگ زیتون


+  

دم بود نایی من در دم دم هستم نی

بند بندم همگی پر بود از نغمه وی

هردم از دم بزند آتشم اندر رگ وپی

عشق دم گاه به رومم کشد گاه به ری

((گاه اندر عرب اندازد کاهی عجمم))

یارب این نای و نی وما ومن ودمدمه چیست؟

دم به دم می دمد صاحب دم پیدا نیست

پر صدا کرده جهان را زمنم این من کیست؟

منم این صاحب دم یا من او هردو یکیست

((او منم یا منم او یا یا بود از او منمم))

منم ان ذات که در عین صفات آمده ام

از حضور شه شیرین حرکات آمده ام

خضر راه حقم واز ظلمات آمده ام

گمرهان را هله از بهر نجات آمده ام

((ای بسا مرده که یک دم شود احیا زدمم))

من که از باده خم هوهو مخمورم

نیست جز درد کشی چیز دگر منظورم

من زهفتاد ودو ملت به حقیقت دورم

بر سر دار انا الحق زنم ومنصورم

خصم اگر سنگ ببارد به سرم نیست غمم

از نوای تو بود زمزمه زیروبمم

(مقدس فانی)

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک