به رنگ زیتون


+ رنگ یا عشق

می نویسم از عشق

که شود رنگ درونم پیدا

وبه اقیانوسی که در آن

گشته ام ناپیدا

قوطه ور در آبم

راهور

 یا شاید گمراهم

به دل قفل زدم

تا شاید

گردم از سودایش آزاد

بی خبر کز همه این ملک

فقط این مخروبه در

مانده است پا برجا

همتم گم شده در تردید است

یا که تردید درون دلم است

من به سان کودکی گم شده ام

که ندارد در دست

آدرسی از جایی

که تعلق دارد به من واجداد وآن آبادی

و چه بدتر که در این ناکامی

بخورد دست نارفیقی بر دوشت

که نهایت ره ترکستان را

حواله ات بکند با منت

و بسا واویلا ...

و من اکنون به دنبال عصا می گردم

که زنم بر نیل وجود و بتنم

نیم گرداند

تا که راهی ز افق بر من مسکین شده بی پروا

 

ببرد بر ساحل امنی حالا

وچه من محتاجم

به هدایت هایت

و چه من محتاجم به سخاوت هایت

 

 

 

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک