به رنگ زیتون


+ اندیشه کن

تن عریان ودل در میکده رسوا شده

ز بی ایمانی ، شیطان درون صومعه پیدا شده

فکر وعقل گنجینه ای در آدمی

لیک این گنج گران در گوشه ای پنهان شده

چون به تقلید است کار آدمی

در میان آدمان میمان همی سلطان شده

شب به روز ،روز در افکار هیچ

گویا این اندیشه در جهان برهان شده

کار آدم شیطنت در کار جانداران شده

همچو گرگی در لباس میش نا پیدا شده

هرم گرما در دل سرما نمی ماند نهان

شایدا این واقعه در عالم انسان شده

ما ندانستیم ولی گویند خالق آدم بگفت

اشرف مخولق اندر زمین رها شده

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک