به رنگ زیتون


+ آغوش

لحظه تنهایی ما

لحظه آغوش من بود

دست های قفل گشته

آرزوی یاد من  بود

حس گرمای تن تو

حس آزادی جان

هرچه بود آن لحظات

لحظه عاشق شدن بود

وقت هم انگار در آن

برهه

رقیب عشق من بود

غصه اتمام و پایان

حسرت آغاز من بود

دیدن چشمان مستش

عادت دیدارمان بود

بوسه از لبهای نازش

لحظه پرواز من بود

برق دارد آن لبانش

ایستان قلب من بود

وای پرشور و جلالی

هیبتت ایمان من بود

دوست دارم من تو را باز

دوستی در جان من بود

می سپارمت به جانان

چون که جانان همراه من بود

 

نویسنده : mkasaeean ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک